تبليغاتX
دوات
 

به یاد بیاورید روزهای پایانی اسفندماه هرسال را ، همان روزهایی که خانمهای هر خانه ، آقایان را برای یکبارهم که شده در طول سال به بیگاری می‌کشند تا همه‌جای خانه را تمیز کنند و برق بیندازند، وقتی کمد و مبل و میز و هر چیزی را که در گوشه و کنار اتاقهاست ، جابه‌جا می‌کنیدتا پشت و زیر و روی آنهارا بسابید و تمیز کنید، ناگاه به اشیایی برمی‌خورید که مدتها آنها را گم کرده‌بودید یا غفلتا از دستتان رهاشده در گوشه‌ای پنهان گردیده‌است. خوشحال می‌شوید که گم شده خود را یافته‌اید؛اما وقتی نوبت به آشپزخانه که می‌رسد و باید پشت و زیر یخچال و اجاق‌گاز و کابینتها را تمیز کنید، با خرده‌ریزهایی از مواد غذایی کپک‌زده مواجه می‌شوید که به مرورایام سیاه و بدبو و چندش‌آور شده‌است. آن موقع است که به خود می‌گویید : ای‌کاش هرماه خانه تکانی داشتیم تا این صحنه‌ها در برابرمان تکرار نمی‌شد.

به‌هر روی پایان کار هر دولتی روزی فرا می‌رسد و دولت نهم هم یا بزودی رخت برمی‌بندد یا حداکثر برای چهار سال دیگر " میهمانش" هستیم. اما آن روز خانه‌تکانی این دولت ،مردم با بسیاری از بخشنامه‌ها، قوانین، دستورها و فرامین و اقدامات خلاف قاعده و اصولی آشناخواهند شد که جز تباهی  و سیاهی و تعفن از آن به چشم و مشام نخواهد رسید.

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:22 توسط سیدمحمدصادق فیض| |

   

در نیمه دوم دهه 1360، زمانی که جنگ رمق کشور را گرفته بود، جمعه روزی ،با شماری از اهل علم ، میهمان بودیم. به سیاق آن دوران و این گروه، جنگ مسئله دوم بود و سیاست و اقتصاد مهم‌ترین موضوع. حضرات چون همیشه دولت را ناتوان می‌خواندند و کمبودهای لاجرم شرایط بحرانی جنگ را ناشی از ناکارآمدی دولت می‌دانستند.

میزبان به یادشان آورد که اداره کشوری به وسعت ایران و جنگی بدان عظمت و درآمدهایی ناچیز، به معجزه می‌ماند.آنان حل همه مشکلات را تغییر دولت می‌دانستند.گرچه خود شرح دیدار شماری از فضلای حوزه با امام رانقل می‌کردند که آنان نیز درپی حذف دولت بودند و امام به ایشان تذکر داده‌بودند که" شماها که توان اداره یک نانوایی را  ندارید، چگونه دم از تغییر دولت و به دست گرفتن زمام امور می زنید؟ "

با این حال،" در" برای آنها همچنان بر روی همان پاشنه می‌چرخید.آن روز آنها می گفتند باید هرچه در توان داریم به کاربندیم تا " میرحسین " را به زیر بکشیم. او کمونیست است و هرچه می‌کند همه برپایه آموزه‌های کمونیستی است.

اینجابود که میزبان با تاکید برحمایتهای بی‌دریغ امام از دولت و شخص موسوی، فرازی از زیارت عاشورا را قرائت کرد و بر آن چیزی افزود که دیگر آن حضرات ساکت شدند.

 

"اللهم‌العن التی جاهدت ‌الحسین و میرحسین"

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 15:12 توسط سیدمحمدصادق فیض| |
 

 

قتل‌الخراصون

 گفتگوی تلویزیونی محموداحمدی‌نژاد با شبکه خبر در روز یکشنبه دهم خرداد 88 را شاید دیده باشید. رئیس دولت نهم تنها در دقایق پایانی این برنامه علاوه بر دولتهای خاتمی و هاشمی که طی چهار سال اخیر آنها را همواره مورد لطف خود قرار می‌داد و همه را یکسر مشحون از فساد و دزدی و رانتخواری و دریک کلام فاقد هرگونه عملکرد مثبت و کارایی متهم می‌کرد، دایره اتهاماتش را به دوران جنگ و امام هم کشاند و دروغها و اتهاماتی بزرگ نسبت داد که تاکنون جز از زبان صهیونیستها و دشمنان ایران برزبان کسی جاری نشده بود.

او که در کوران انتخابات و احتمالا با دریافت این نکته که شانسی برای ماندن در قدرت برای خود نمی‌بیند، بارها بروی دولتهای گذشته چنگ انداخت و گفت:" 24 سال دولت دست شما بود و الان بگذارید هشت سال هم در اختیار کسان دیگری باشد."

وی در این برنامه بااشاره به رانتخواری مدعایی‌اش در دوران جنگ گفت: در آن دوره اجازه انحصاری واردات به کسی می‌دادندو او هم با وارد کردن جنس، آن را از طریق سیستم کوپنی به 70 میلیون، 40 میلیون نفر می‌فروخت. چون همه هم جنس کوپنی می‌خریدند.

احمدی‌نژاد به عنوان نمونه " لیوان" را ذکر کرد که یک نفرانحصاری  وارد می‌کرد و اوکه به‌طور معمول یک میلیون هم نمی‌توانست بفروشد، از طریق سیستم کوپنی به 70 میلیون، 40 میلیون نفر می‌فروخت.

وی در مورد نقد دولت هم گفت: در این سه دوره هشت ساله، فضا مطلقا بسته بود. در دوره اول (بخوانید دوره امام و جنگ) تنها یک روزنامه منتقد وجود داشت که هفته‌ای یک مطلب آن هم نرم می‌نوشت و نخست‌وزیر در تلویزیون ظاهر شد و گفت اگر دست از این کارها برندارید من روزنامه را تعطیل می‌کنم.این فضا در دوره هشت ساله دوم هم بود. یک روزنامه منتقد بود که هر روز علیه آنها تظاهرات می‌کردند تا نقد نکند. در دوره سوم هم فضا آن‌قدر شلوغ بود که کسی حق اظهار نظر نداشت. علیه منتقدان، اعلامیه صادر می‌کردند و مرگ بر فلان می‌گفتند.

احمدی‌نژاد درباره نقد دولت نهم هم گفت: اما در این دوره فضا کاملا باز است. ما اجازه داده‌ایم هرکس هرچه می‌خواهدبه این دولت بگوید و شمادیده‌اید که چقدربه این دولت انتقاد کرده‌اند. انتقاد که نه ، تهمت زدند و مسخره کردند و ... من همه را بخشیدم و الان هم می‌بخشم. اما اگر لازم باشد از حق ملت دفاع می‌کنم.

وی باز هم تاکید کرد که اگر مردم 24 سال به شما رای دادند و در قدرت بودید، بگذارید دیگران هم هشت سال حکومت کنند.

او همچنین به خبرنگاران گفت: جوری حرف می‌زنند که انگار گلستان تحویل ما داده‌اند و ما داریم تخریب می‌کنیم. این بداست.اگر این فضا ادامه یابد، دیگر کسی حاضر به قبول مسئولیت نمی‌شود.

 

********* 

1- احمدی‌نژاد همچون همه دروغگویان فراموش کرده است که که اجناس کوپنی سراسری در دوره جنگ عبارت بود از : قند و شکر،برنج، گوشت قرمز، مرغ، بنزین و اگر چیز دیگری هم بود، از طریق تعاونیهای محلات توزیع می‌شد و ارتباطی به دولت نداشت تا 70 میلیون نفر یا 40 میلیون نفر آنها را بخرند. می‌توانید از حامی خود جناب عسگراولادی مسلمان بپرسد، اگر همچنان مسلمان هستند که دروغگیی ایشان را متذکر شوند و انذارشان دهند.

 

2- جناب احمدی‌نژاد؛ وزیرارشاد دولت موسوی، را دوسانتان به مجلس اول فراخواندند که چرا فلان روزنامه را در شرایط جنگی کنونی تعطیل نکردی؟ ( یادآوری می‌کنم که هنوز روزنامه رسالت متولد نشده بود). خاتمی در پاسخ گفت: خدا راشکر می‌کنم که ازمن نمی پرسیدچرا این روزنامه را تعطیل کرده‌ای. این تحمل بالای نظام را می‌رساند.

 

3- همان روزنامه منتقدمورد نظر شما در دوره اول ، رسالت نام دارد که این روزها برای شرکت در مناظره با رقبایتان صفحات آن را ورق می‌زنید، با دستور امام در جبهه توزیعش متوقف شد تا روحیه رزمندگان اسلام را تخریب و تضعیف نکند؛ اما در داخل کسی متعرض آن نشد. دروغ حضور نخست‌وزیر در تلویزیون و خط و نشان کشیدنش برای آن روزنامه را هم اگر جناب سیدمرتضی نبوی هنوز هم داعیه دار مسلمانی است، بیان کند.

4- آقای احمدی‌نژاد؛ در دوره هشت ساله دوم،آن روزها که به قول شما علیه روزنامه منتقد( یعنی سلام) راهپیمایی می‌کردند ، شما در کدام سوی این معرکه بودید؟ آیا در صف تظاهر کنندگان نبودید؟ یا خود جزو منتقدان بودید؟

5- در دوره سوم مورد نظرتان که به قول شما مرگ بر منتقد می‌گفتند، روزنامه ها را چه کسی و چه کسانی فله‌ای توقیف کردند؟ آیا شما جزو کدام دسته بودید؟ دست کم یک سطر انتقاد از این برخوردها را به عنوان یادگاری آن دوره ارائه دهید. البته این عکس شماست در دادگاه روزنامه سلام.

 

 

 

 

 

 

 


از چپ به راست: کامران دانشجو (رییس ستاد انتخابات کشور)- محمود احمدی‌نژاد( استاندار اسبق اردبیل و رییس جمهور فعلی)

6- در دوره فضای کاملا باز مدعایی شما، چند روزنامه را وزیر پر از ارشادتان بسته است؟ و شماهم دم برنیاورده‌اید.یادتان هست که به منتقدسینه چاکتان ،کیهان، جایزه هم دادید؟

 

7- جناب احمدی‌نژاد، هنوز گفته‌هاو نوشته‌هایتان در دوران انتخابات نهم موجود است. سیاه‌نماییهای شما از دوره‌های گذشته را مرور کنید و گفته‌هایتان را در این چهار سال برآن بیفزایید؛ سپس بگویید " گلستان" تحویل گرفته‌اید یا نه؟

 

8- خداوند در قرآن فرموده‌است: قتل‌الخراصون. مرگ بر دروغگویان.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:45 توسط سیدمحمدصادق فیض| |

   یابامایید یا بادشمنان

 آتش تهیه دوره‌دوم انتخاب احمدی نژاد از روز چهارم تیر1384 باریدن گرفت. زمانی که طرفداران رئیس‌جمهور جدید، نه آنان که از سر محاسباتی به او رای داده بودند، برنامه‌های بی‌برنامگی خود را برای این روزها تدارک می‌دیدند.از تهیه فهرست طرحهایی که ظرف سه سال به بازدهی می‌رسد تا سفرهای فله‌ای استانی با تصویب طرحهایی که اکثر آنها در حیطه اختیار شورای ده و دهستان است نه هیئت دولت ، تا پرونده‌سازی علیه دولتهای گذشته و همه داشته‌های ملت و ... . اما در یک سال اخیر بویژه طی چند ماه گذشته که موضوع انتخابات ریاست جمهوری به مراحل نهایی خود نزدیک می‌شد؛ برخی از باصطلاح اصولگرایان ازجمله مرکز ستاد فرماندهی مطبوعاتی آنان ، با بسیج همه امکانات عمومی، چنین القا کردند که هرکس جز احمدی‌نژاد ،یعنی پیروزی امریکا و اسرائیل و طرفداران آنها. و بدین ترتیب خط بزرگی میان اقلیت حاکم و اکثریت مردم کشیدند. این تفکر همه روزه در چند روزنامه صبح و برخی رسانه‌های دیداری و شنیداری چنان تکرار می‌شد ومی‌شود که گویی آیه‌ای نویافته از کلام خداست و باید تقدیسش کرد.

 

به‌یاد بیاورید چند روز پس از حادثه 11 سپتامبر را که جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت امریکا، زمانی که در میان اعوان و انصارش درپی ادامه حکومت بر جهان بود ومی‌خواست نظم نویی را در جهان پیاده کند، نعره زد که:" کشورهای دنیا باید موضع خود را روشن کنند: یاباما هستند یا در مقابل ما و همپیمان تروریستها."  این منطق خودمحورانه، امریکا را بی‌درنگ به ورطه جنگی بی‌سرانجام، نکبت بار و پر هزینه انداخت ؛ یکی در افغانستان و دیگری در عراق. و البته امریکا از این یکسونگری خود طرفی نبست و عرض خود می‌داشت و زحمت دیگران.

اکنون نیز همان ندا و خط تفکر در کشور طنین انداز شده‌است: " یا همه با احمدی‌نژاد یا در جبهه مقابل او".

اگر قرار است در کشور انتخاباتی سالم برگزار شود ، آن‌گونه که همه هم دم از حضور حداکثری مردم می‌زنند، پس چرا باید تمام به صحنه آمدگان را غیر خودی، عامل بیگانه و مزدور معرفی کنید؟مگر نه‌اینکه سه تن از نامزدها ، هر یک به‌نوعی فرمان یافته از امام بوده‌اند و از یاران انقلاب نبوده اند؟

 و اگر قرار نیست انتخاباتی برگزار شود، این تنها حق راهم از مردم بگیرید و دیگر نه خود و نه آنان را به زحمت نیندازید که این البته به صواب نزدیک‌تر است.

 

نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 16:14 توسط سیدمحمدصادق فیض| |
 

 ۴۵ سال پیش و همین امسال در چنین روزهایی

 

 45سال پیش یعنی در سال1343، ایران آبستن حوادثی بود که منجر به انقلاب اسلامی در 1357 شد.

در 16 فروردین 1343 ،امام خمینی از زندان و حصر رژیم پهلوی در تهران آزاد شدند و به قم بازگشتند. ایشان در نخستین روز پس از بازگشت به قم(17/1/43) ، وزیر کشور دولت حسنعلی منصور، یعنی دکتر جواد صدر را به حضور پذیرفتند.(1) او برای دلجویی و استمالت از ایشان به قم رفته بود و درپی آن بود تا مگر"آیت‌الله خمینی "، گذشته را فراموش کند و به کار درس و بحث و به‌اصطلاح دین خود و مردم بپردازد و سیاست را به سیاستمداران حرفه‌ای وانهد. اما امام خمینی همچنان برهمان اصولی که از یکی – دوسال پیش برآن تاکید می‌کرد و حادثه 15خرداد 42 نیز بر پایه آن شکل گرفت، اصرار ورزید.

 امام خمینی چند روز بعد در پیغامی به صدر، از حضور وزرای بهایی در کابینه گلایه‌مند بودند و پی‌گیر قول وزیر کشور درباره ماهیت برخی وزیران شدند که پاسخ صدر ، وزیر کشور دولت منصور به فرستاده امام خمینی خواندنی است:

 " از قول من به آقا سلام برسانید و بگویید:

اولا انتظار نبود ملاقاتی که ما با هم به طور محرمانه صورت دادیم با نظر خاصی برملا کنید.

ثانیا دولت شاهنشاهی ایران افتخار دارد که از دوران خیلی پیش براقلیتهای قانونی ملت خود(منظور یهودیان و عیسویان) حق آزادی قائل بوده‌است. ضمنا راجع به این دونفر{ وزیران جنگ(سپهبداسدالله صنیعی) و آب و برق( مهندس منصور روحانی  )} هم به ایشان بگویید موضوع نبایستی حقیقت داشته باشد. برفرض هم این طور باشد، تاکنون تظاهری دراین مورد از آنان سرنزده. به علاوه آنها که همه‌جا خود را مسلمان معرفی می‌کنند، طبق چه مجوزی اعم از شرع یا عرف می‌توان به آنان ایراد گرفت.

ثالثا آقا باید بدانند که مابا ایشان دوست هستیم و به وجود ایشان هم احتیاج هست و مورد احترام ماهم می‌باشد. ولی مصالح عالیه کشور در برقراری نظم و انظباط بالاتر از این موارد است و امیدوارم آقا به این نکات بیش از پیش توجه فرموده و با ماهمکاری فرمایند."(2)

 45 سال بعد در همان ایام ( یعنی همین امسال) خبری بر روی خروجی برخی خبرگزاریها قرار گرفت که تشابه معنادار و البته تکاندهنده‌ای با سند پیش گفته ساواک داشت؛ و آن دیدار رئیس‌جمهور با یکی از مراجع قم بود. اگر به متن خبر توجه شود، بویژه فرازی از آن، این تشابه معنادار و تکاندهنده  بیش از پیش مشخص می‌شود. این خبر در آستانه برگزاری دهمین دوره  انتخابات ریاست‌جمهوری تنظیم و منتشر شده‌است، و دست کمی ازسند فوق ندارد که این یکی هم درپی دلجویی و استمالت از مراجع تقلید بوده‌است. خبر مورد اشاره بدین شرح است:

   دیدار رئیس‌جمهور با مرجع تقلید گمنام!

 "در حالی که برخی از چهره های باسابقه نظام در روزهای اخیر دیدارهایی با مراجع تقلید برای دریافت نظرات آنان داشته اند، سایت حامی دولت احتمالا برای خالی نبودن عریضه به انتشار خبر دیدار رئیس‌جمهور با مرجع تقلید گمنام که البته در جایی از ایشان با نام استاد اخلاق حوزه یاد کرده، پرداخته است.

طبق این گزارش، رئیس‌جمهور در دیدار با یکی از مراجع تقلید در واکنش به این انتقاد که دولت رابطه خوبی با مراجع ندارد، تأکید کرد: بنده از جوانی مقلّد مرجعیت عزیز بوده‌ام اما در امر حکومت به دلیل تعدد نظرات و دیدگاه‌ها، حکم ولی‌فقیه برایم حجت است.

به گزارش این سایت، استاد اخلاق حوزه دراين ديدارابتدا به بیان برخی انتقادات فرهنگی از دولت و فضای بی‌بندوباری پرداخت.

در ادامه این دیدار، رئیس‌جمهور تأکید می‌کند: آمدن بنده براي اصلاح وضعيت موجود بوده و فساد به اين مباحث ظاهري خلاصه نمي‌شود، فساد عميق‌تري در جامعه وجود دارد كه بنده براي اصلاح آن آمده‌ام و با برنامه و جديت آنها را رفع خواهم كرد.

وي افزود: بنده براي مسائل فرهنگي برنامه دارم و اگر شما وقت كافي داريد براي شما توضيح بدهم كه ثابت شود ما بي‌تفاوت نيستيم و فساد يك شبه حل نخواهد شد.

احمدي‌نژاد در ادامه گفته، بنده از جواني مقلد بودم، به طور كامل به مراجع اعتقاد دارم، ولي در امور حكومتي نمي‌توانم حرف‌ تمام مراجع را گوش دهم.

وي افزود: در حكومت، حکم ولي فقيه و رهبر برای من حجت است ولي با اين حال به مراجع احترام گذاشته و خواهم گذاشت
.

احمدي‌نژاد درباره انتقادپذير نبودن دولت نيز گفته؛ اين دولت انتقاد پذير بوده و هيچ دولتي به اين اندازه تخريب نشده است، بنده به آزادي و فضاي آزادي معتقد هستم و آن را حفظ كرده‌ام.

احمدي‌نژاد بعد از بيان اين مسائل، مصاديقي از تخريب‌هاي صورت گرفته عليه دولت را بيان كرده كه گفته مي شود این مرجع تقلید تحت تأثير قرار گرفته و فضا كاملاً عوض مي شود، به نحوي كه در پایان دیدار، وي احمدي‌نژاد را تا كنار اتومبيل بدرقه می‌کند."(3)

پینویسها:

1- قیام 15خرداد به روایت اسناد ساواک،آزادی، مرکز بررسی اسنادوزارت اطلاعات،زمستان1382،ص26.

2- همان،صص5و304.

 http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=45468 -3-

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:56 توسط سیدمحمدصادق فیض| |

 

 

مسئول پرونده هسته ای ایران کیست؟

  1- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اصل یکصدودهم، "تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت بامجمع تشخیص مصلحت نظام"، و" نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام" را از جمله وظایف و اختیارات رهبری دانسته‌است.

 

2- همین قانون، دراصل یکصدوهفتادوششم،" تعیین سیاستهای دفاعی،امنیتی کشور در محدوده سیاستهای کلی تعیین‌شده از طرف مقام رهبری" ؛ " هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدبیر کلی  دفاعی – امنیتی" ؛ را برعهده شورای عالی امنیت ملی نهاده‌است که " مصوبات شورای عالی امنیت ملی پس از تایید مقام رهبری قابل اجراست".

 

3- موضوع پرونده هسته‌ای کشور و راهبردهای کلان و تصمیم‌گیریهای آن به دلیل اهمیتش بویژه با توجه به نص صریح قانون اساسی در اصل 176، در دوره ریاست جمهوری خاتمی به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شد.

به عبارت دیگر این شورا که از حداقل ده نفر اعضای ثابت آن ،چهارنفرشان مستقمیا منصوب مقام رهبری ( رئیس قوه قضاییه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری) هستند،هدایت پرونده هسته‌ای ایران را برعهده گرفت.

 

4- تا سال 1384 و روی کار آمدن دولت نهم، دبیرشورای عالی امنیت ملی از سوی مقام رهبری و هم زمان با حکم انتصاب نمایندگانشان در شورا تعیین می‌شد و پس از آن، رئیس جمهور حکم دبیری شورا را صادر کرد.

 

5- در دوره خاتمی، پرونده هسته‌ای کاملا تحت نظر شورای عالی امنیت ملی به دبیری شخص منصوب مقام رهبری پی‌گیری می‌شد و مسؤلیت هدایت آن نیز با حکم رئیس جمهور، به نماینده و دبیرمنصوب مقام رهبری در این شورا محول گردید.

 

6- براساس قانون اساسی اتخاذ هرگونه تصمیمی در سطح کلان کشور، باتصویب این شورا منوط به تایید آن از جانب مقام رهبری است.از این‌رو هرگونه توافقی با" آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" یا" 1+5 " یا...، جزبا نظر رهبری به اجرا درنمی‌آمده‌است.

 

7- آن گونه که مقام رهبری کرارا در سخنرانیهایشان بیان کرده‌اند، و در عرصه عمل نیز نشان داده‌اند؛ کاملا بر اوضاع کشور بویژه مسائل کلان و از جمله بحث هسته‌ای تسلط دارند و هیچ نکته‌ای خارج از چهارچوب تمایلات و نظریاتشان به اجرا درنمی‌آمده‌است. نیز همچنان‌که جناب ایشان در سخنرانیهایی اظهار داشته‌اند که ما در آن دوره آن‌گونه عمل کردیم وبراعتماد سازی تاکید ورزیدیم تا اگر امروز که بدین شیوه عمل می‌کنیم، در آینده کسی از ما نپرسدکه چرا آن روش دیگر را به کار نبستیم، شاید جواب می‌داد.(نقل به مضمون)

 

8- اکنون از سیاستمداران دولت نهم که سکان هدایت بحث هسته‌ای را با تاکید رئیس‌جمهور به دست خود گرفته‌اند و با شعار و ناسزا به مدیران گذشته که البته منصوبان مقام رهبری هم بودند و زیر نظر هم‌ایشان کار را دنبال می‌کردند، و نیزچند نامزد انتخابات نهم ریاست جمهوری از جمله همو که اینک ریاست قوه مقننه رابرعهده دارد وخود نیز دیگرمنصوب مقام رهبری در آن شورابود و مدتی هم ازجانب رئیس دولت نهم به دبیری شورای عالی امنیت ملی گمارده شد، می‌پرسم:

آیا اکنون مسؤلیت نهایی بحث هسته‌ای با کیست؟ با شماست یا زیر نظر مقام رهبری ؟ آیا اکنون ، آنجا که خلاف منافع ملی حرکت می‌شود، اجازه انتقاد و بحث به منتقدان داده می‌شود یا خیر؟ دست کم دستورالعملهای مکرر و مؤکد این شورا به مطبوعات مبنی بر عدم بحث پیرامون مسئله هسته‌ای در همین دولت، شاهدی بر بسته بودن فضاست. اما دروغ‌پردازی رئیس دولت نهم و اتهام افکنیهایش به تیم هسته‌ای گذشته و خائن، جاسوس، مزدور و ... خواندن آنان با کدام منطق اخلاقی و عدالتی سازگاراست که طی چهار سال گذشته مدام از آن دم می‌زدند ؟

 

آیا توافقات تهران یا بروکسل یا پاریس یا... به اجرا درآمد و اگر اجرایی شد بانظر و دستور چه کسی بود؟ و اگر نشد با دستور و نظر چه کسی بود؟

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:14 توسط سیدمحمدصادق فیض| |